فرهنگ آریان‌پور

سایه زنی

#۱۱۵٬۱۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hachure

هاشور، آژ، پرداز، سایه زنى، قلم هاشور زدن، با هاشور سایه انداختن

۲

shading

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade

۳

hatching

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن hatch