فرهنگ آریان‌پور

سایه‌ اندازی با خطوط موازی

#۱۱۵٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

hatching

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن hatch