فرهنگ آریان‌پور

اصلاحات

#۱۱٬۵۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان

۲

reformation

اصلاح، تهذیب، اصلاحات