فرهنگ آریان‌پور

اصلا

#۱۱٬۴۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

none

هیچ، هیچیک، هیچکدام، به هیچ وجه، نه، ابدا، اصلاً

۲

essentially

اصلاً، دراصل، ذاتا، به طور ضرورى

۳

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۴

aught

(anything =) ـ چیزى، هر چیزى، (ک.) هیچ چیز، به هیچ وجه، ابدا، صفر، هیچ چیز

۵

nohow

به هیچ وجه، ابدا، بهر حال، ناجور

۶

mainly

نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main materially no way

۷

chiefly

رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده، عمده، مهم chief

۸

earthly

خاکى، زمینى

۹

anywhere

هر کجا، هر جا

۱۰

anything

هر چیز، هر کار، همه کار (در جمله ى مثبت) چیزى، (در پرسش و نفى) هیچ چیز، هیچ کار، به هر اندازه، به هر مقدار

۱۱

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً