فرهنگ آریان‌پور

سایه روشن

#۱۱۵٬۱۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lighting

روشنایى، احتراق، اشتعال، نورافکنى، سایه روشن

۲

penumbra

شبه ظل، نیم سایه، سایه روشن

۳

tone

صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا tone تصویر

۴

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۵

shading

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade