فرهنگ آریان‌پور

سایه رنگ

#۱۱۵٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shade

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن

۲

tinge

رنگ کم، رنگ جزیى، سایه رنگ، کمى رنگ زدن

۳

half tone

(موسیقى) نیم پرده، رنگ متوسط، سایه رنگ

۴

hue

چرده، رنگ، شکل، تصویر، ظاهر، نما، صورت، هیئت، منظر

۵

cast

(past: cast ; past participle: cast) ـ درقالب قرار دادن، به شکل درآوردن، انداختن، طرح کردن، معین کردن (رل بازیگر)، پخش کردن (رل میان بازیگران)، پراکندن، ریختن به طور اسم صدر)، مهره ریزى، طاس اندازى، قالب، طرح، گچ گیرى، افکندن

۶

nuance

فرق جزیى، اختلاف مختصر، نکات دقیق و ظریف