فرهنگ آریانپور
اصلاح ناپذیر
#۱۱٬۵۰۰
incorrigible
اصلاح ناپذیر، بهبودى ناپذیر، درست نشدنى
scapegrace
آدم بى پروا و بى ملاحظه، اصلاح ناپذیر
hardened
سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن harden
hopeless
نومید
irredeemable
غیر قابل خریدارى، باز خرید نشدنى، از گرو در نیامدنى، غیر قابل استخلاص، پایان ناپذیر