فرهنگ آریان‌پور

اصلاح ناپذیر

#۱۱٬۵۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

incorrigible

اصلاح ناپذیر، بهبودى ناپذیر، درست نشدنى

۲

scapegrace

آدم بى پروا و بى ملاحظه، اصلاح ناپذیر

۳

hardened

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن harden

۴

hopeless

نومید

۵

irredeemable

غیر قابل خریدارى، باز خرید نشدنى، از گرو در نیامدنى، غیر قابل استخلاص، پایان ناپذیر