فرهنگ آریان‌پور

اصلاح‌ کردن شاخ و برگ

#۱۱٬۴۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل