فرهنگ آریان‌پور

اصلاح‌ کردن جزئیات

#۱۱٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

alter

تغییردادن، عوض کردن، اصلاح کردن، تغییر یافتن، جرح و تعدیل کردن، دگرگون کردن، دگرگون شدن