فرهنگ آریان‌پور

اصلاح‌ کردن (2)

#۱۱٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

shave

تراشیدن، رنده کردن، ریش تراشى، تراش خسارات‌ یا اشتباه‌ و غیره‌

۲

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان

۳

retrieve

بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، جبران کردن، اصلاح یا تهذیب کردن، حصول مجدد، باز یافتن اخلاقا یا روحا و غیره‌