فرهنگ آریانپور
اصلاح کردن
#۱۱٬۴۸۳
remedy
گزیر، علاج، دارو، درمان، میزان، چاره، اصلاح کردن، جبران کردن، درمان کردن
revise
تجدید نظر کردن، اصلاح کردن، اصلاح نمودن، دوباره چاپ کردن، حک و اصلاح کردن
correct
درست، صحیح، صحیح کردن، اصلاح کردن، تادیب کردن، تصحیح کردن
reclaim
اصلاح شدن، مرمت کردن، اصلاح کردن، نجات دادن، زمین بایر را دایر کردن
rectify
یکسو کردن، اصلاح کردن، تصحیح کردن، برطرف کردن، جبران کردن
mend
تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن
refine
پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن
reform
بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان
repair
تعمیر، مرمت، تعمیر کردن، جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، اصلاح