فرهنگ آریان‌پور

ساکت کردن

#۱۱۴٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

conciliate

ساکت کردن، آرام کردن، مطالعه کردن، آشتى دادن

۲

talk down

ساکت کردن، از روبردن

۳

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۴

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۵

shush

هش، ساکت، هیس، ساکت کردن، هیس گفتن

۶

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۷

whist

خاموش، ساکت، آرام، گنگ، بى صدا، ساکت کردن، هیس کردن، نوعى بازى ورق

۸

muffle

چیزى که صدا را از بین ببرد، صدا خفه کن، پیچیدن، دم دهان کسى را گرفتن، چشم بستن، خاموش کردن، ساکت کردن

۹

appease

آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن

۱۰

quieten

(quiet =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن

۱۱

silence

خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن