ساکت
#۱۱۴٬۶۹۱
sh
(shh =) ـ ساکت، هیس
calm
آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن
hush
خاموش کردن، آرامش دادن، مخفى نگاه داشتن، آرام شدن، صدا در نیاوردن، ساکت، آرام، خموش، باغبانى
lown
(در گویش) آرام، ساکت
tace
(tacet , tasse =) ـ (در جمع) صفحات فلزى زره زیرکمر، (صورت امر فعل tacere) ساکت باش، ساکت
shush
هش، ساکت، هیس، ساکت کردن، هیس گفتن
still
آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى
tacet
(tace =) ـ (صورت امر فعل tacere) ساکت باش، ساکت
whist
خاموش، ساکت، آرام، گنگ، بى صدا، ساکت کردن، هیس کردن، نوعى بازى ورق
serene
آرام، ساکت، باز، روشن، صاف، بى سر و صدا، متین، آسمان صاف، متانت، صافى، صاف کردن
silent
خموش، خاموش، ساکت، بیصدا، آرام، صامت، بیحرف
dormant
خوابیده، ساکت، درحال کمون
soundless
بى صدا، خاموش، ساکت
acquiescent
خشنود، راضى، ساکت، راضى شونده
imperturbable
تزلزل ناپذیر، آرام، خونسرد، ساکت
tuneless
ناکوک، بى آهنگ، نارسا، ناموزون