فرهنگ آریان‌پور

اصلاح

#۱۱٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

emendation

اصلاح

۲

reformation

اصلاح، تهذیب، اصلاحات

۳

reconciliation

اصلاح، آشتى، مصالحه، تلفیق

۴

repair

تعمیر، مرمت، تعمیر کردن، جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، اصلاح

۵

revision

تجدید نظر، باز بینى، بازدید، مرور، اصلاح، چاپ تازه، چاپ اصلاح شده، رسیدگى ثانوى

۶

amendment

ترمیم، اصلاح، تصحیح، (حقوق) پیشنهاد اصلاحى نماینده ى مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونى

۷

atonement

کفاره، دیه، جبران، اصلاح

۸

adjustment

سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم

۹

betterment

بهترى، بهبودى، اصلاح، بهبود

۱۰

correction

تصحیح، اصلاح، غلط گیرى، تادیب

۱۱

renovation

باز نوساخت، تعمیر، اصلاح، نوسازى

۱۲

reparation

جبران غرامت، تاوان، تعمیر، عوض، اصلاح

۱۳

improvement

بهبود، پیشرفت، اصلاح، بهتر شدن، بهسازى

۱۴

modification

تغییر و تبدیل، تعدیل، پیرایش، اصلاح

۱۵

regeneration

باززاد، نوزایش، تهذیب اخلاق، اصلاح، باززایى، احیاء

۱۶

rectification

یکسو سازى، اصلاح، راستگرى، تصحیح، جبران