واژههای فارسی←سابقه دار - بازیکن -فرهنگ آریانپورسابقه دار - بازیکن -#۱۱۳٬۲۹۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seededبذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن seedواژههای نزدیک در الفباسابق الذکرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابق الذکرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابق بر اینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابق یا اسبق بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسابقاًمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر