فرهنگ آریان‌پور

سابقا

#۱۱۳٬۲۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

erst

(formerly , erstwhile =) ـ سابقاً، قبلاً

۲

once

یکمرتبه، یکبار دیگر، فقط یکبار، یک وقتى، سابقا

۳

whilom

پیشتر، سابقا، در سابق، یک زمانى، گاهى

۴

onetime

یک زمانى، یک وقتى، سابقا

۵

sometime

یک وقتى، یک زمانى، گاهگاهى، سابقا

۶

erstwhile

(formerly , erst =) ـ سابقاً، قبلاً

۷

heretofore

پیش از این، پیشتر، سابقا، قبلا، تاکنون

۸

has been

بوده، بوده است، سابقا

۹

formerly

تشکیل دهنده، قالب گیر، پیشین، سابق، جلوى، قبل، در جلو

۱۰

previously

پیشین، قبلى، سابقى، اسبقى، جلوتر، مقدم