سابقه
#۱۱۳٬۲۹۰
precedent
سابقه داشتن، مقدم بر، مسبوق به سابقه، ماقبل، مقدم، سابقه، نمونه
scape
(جانور شناسى) میله، سابقه، مفصل اصلى، سابقه پر، فرار، وسیله فرار، هوس، وسواس، پشت پا زنى، لگد زنى، فرار کردن
shaft
میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن
record
نگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانى، ضبط، رکورد، حد نصاب مسابقه، نوشته، صفحه گرامافون، نام نیک، مدرک
history
تاریخ، تاریخچه، سابقه، پیشینه، (پزشکى) بیمارنامه
intellect
هوش، فهم، قوه درک، عقل، خرد، سابقه
antecedent
پیشین، پیشى، سابق، مقدم، مقدمه، سابقه، (دستور زبان) مرجع ضمیر، دودمان، تبار
background
زمینه، سابقه، نهانگاه
precedence
(precedency =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه، تقدم، برترى
precedency
(precedence =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه
prehistory
پیش تاریخ، ماقبل تاریخ، تاریخ قبلى، سابقه
acquaintance
آشنایى، سابقه، آگاهى، آشنا، آشنایان
file
سوهان، آهن ساى، سوهان زدن، سائیدن، (مجازى) پرداخت کردن، پرونده، دسته کاغذهاى مرتب، (معنى مجازى) صورت، فهرست، قطار، صف، در پرونده گذاشتن، در بایگانى نگاه داشتن، ضبط کردن، در صف راه رفتن، رژه رفتن، بایگانى کردن file ـ (42) عامیانه track record
past
گذشته، پایان یافته، پیشینه، وابسته به زمان گذشته، پیش، ماقبل، گذشته از، ماوراى، در ماوراى، دور از، پیش از واژه هاى شامل