فرهنگ آریان‌پور

ژرفنگرانه

#۱۱۳٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۲

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۳

perspicaciously

زیرک، بینا، تیزهوش