فرهنگ آریان‌پور

ژرف

#۱۱۳٬۰۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

abysmal

ژرف، گردابى، ناپیمودنى

۲

unfathomable

ژرف، غیر قابل عمق سنجى

۳

deep

گود، ژرف، عمیق

۴

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن sound بسیار

۵

profound

عمیق، ژرف اثر و نتیجه‌ farreaching

۶

pithy

شبیه مغز، پرمغز، مختصر و مفید، موثر دانش‌

۷

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار واژه هاى شامل

۸

intimate

مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى خواب‌

۹

bottomless

بدون ته، غیر محدود deeprooted

۱۰

fathomless

عمیق، بى انتها