فرهنگ آریان‌پور

ژرفاسنجی‌ کردن دریا

#۱۱۳٬۱۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن