واژههای فارسی←اب پاشیدن بهفرهنگ آریانپوراب پاشیدن به#۱۱۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱asperseبد نام کردن، لکه دار کردن، هتک شرف کردن، اهانت وارد آوردن، آب پاشیدن بهواژههای نزدیک در الفبااب بینی را بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی کسی راه افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب پاشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب پاش پاشیدن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب پاشی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب پاشی و اب افشانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر