فرهنگ آریان‌پور

اب پاشی کردن

#۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wet down

آب پاشى کردن، به وسیله آب پاشى خیس کردن

۲

sprinkle

ترشح، ریزش نم نم، پوش باران، چکه، پاشیدن، ترشح کردن، پاشیده شدن، گلنم زدن، آب پاشى کردن