فرهنگ آریانپور
زوری
#۱۱۱٬۸۹۶
forced
زور، نیرو، جبر، عنف، نفوذ، (در جمع) قوا، عده، شدت عمل، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، درهم شکستن، قفل یا چفت را شکستن، مسلح کردن، مجبور کردن به زور گرفتن، به زور باز کردن، بى عصمت کردن، راندن، بیرون کردن، با زور جلو رفتن، تحمیل، مجبور کردن force
forcible
قوى، موثر، شدید، اجبارى
mandatory
الزامى، الزام آور، اجبارى
extortionist
کلاش، اخاذ