فرهنگ آریانپور
زود اسیب
#۱۱۱٬۶۷۷
frail
نازک، سست، نحیف، شکننده، زودگذر، سست در برابر وسوسه شیطانى، گول خور، بى مایه
testy
زود رنج، کج خلق thinskinned
slight
مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن
tender
نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن
fragile
شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف
spoiler
(spoilsman =) ـ غارتگر، تباه کننده، فاسد سازنده، خریدار غنائم جنگى، محل عیش دیگران
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس
sensitive
حساس، نفوذ پذیر، داراى حساسیت