فرهنگ آریان‌پور

زود

#۱۱۱٬۶۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

early

زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا

۲

soon

بزودى، زود، عنقریب، قریبا، طولى نکشید

۳

betimes

بهنگام، بموقع، زود، صبح زود، در اولین فرصت خودمانی‌ chopchop بسیار

۴

hurried

شتابزده، زود، هول هولکى، بى تامل، عجولانه، دستپاچه

۵

tantivy

بتندى، زود، بزودى، تندرو (به اسب گفته مى شود)، جانم باشى بتاخت برو، چهار نعل

۶

timeous

(timous =) ـ (اسکاتلند) بموقع، بجا، بهنگام، زود

۷

kenspeckle

مشخص، برجسته، قابل شناسایى، واضح، زود

۸

wee

(اسکاتلند) کوچولو، ریز، یکى کمى، اندکى، لحظه اى امریکا خودمانی‌

۹

pronto

سریعا، عاجلانه

۱۰

readily

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده ready

۱۱

shortly

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن short

۱۲

promptly

بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن