فرهنگ آریانپور
زهیدن
#۱۱۱٬۶۰۶
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى
seep
تراوش طبیعى، رسوخ، چکه، تراوش کردن، از میان سوراخ هاى ریز نفوذ کردن، چکه کردن
sweat
خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن