فرهنگ آریانپور
زهی
#۱۱۱٬۶۰۵
huzza
(huzzah =) ـ آفرین، زهى، مرحبا
huzzah
(huzza =) ـ آفرین، زهى، مرحبا
string
(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن