واژههای فارسی←زنهفرهنگ آریانپورزنه#۱۱۱٬۳۶۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bite(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیشواژههای نزدیک در الفبازندیقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندیقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندیکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنسانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنسانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر