فرهنگ آریان‌پور

زنش

#۱۱۱٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۲

dab

تر کردن، کهنه را نم زدن، با چیز نرمى کسى را زدن یا نوازش کردن، اندکى، قطعه، تکه، آهسته زدن

۳

tick

تیک تیک، چوبخط، سخت ترین مرحله، علامت، نشانى که در رسیدگى و تطبیق ارقام به کار مى رود، خطنشان گذاردن، خط کشیدن، چوبخط زدن، نسیه بردن، انواع ساس و کنه و غریب گز و غیره

۴

pulse

تپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدن

۵

thrust

(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار

۶

impulse

تپش، محرک آنى، بر انگیزش، انگیزه ناگهانى، تکان دادن، بر انگیختن، انگیزه دادن به

۷

pulsation

جهندش، ضربان، اهتزاز، تپش، نوسان، ارتعاشات