فرهنگ آریان‌پور

زننده - دور -

#۱۱۱٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

wheeler

گردنده، چرخنده، دور زننده، چرخ دار

۲

recurring

دور زننده، راجع، برگردنده

۳

roundabout

چرخ فلک سوارى، دورزنى درسخن، دور سر گرداندن مطلب، دور زننده