واژههای فارسی←زننده - جار -فرهنگ آریانپورزننده - جار -#۱۱۱٬۳۳۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱cryingفریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن cryواژههای نزدیک در الفبازندیقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندیقیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندیکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنسانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنسانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر