فرهنگ آریانپور
زننده
#۱۱۱٬۳۲۴
tart
ترش مزه، تند، زننده، ترش، مزه غوره، زن هرزه، نان شیرینى مربایى کمی
loud
با صداى بلند، بلند آوا، پر صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پرجلوه، رسا، مشهور
flash
تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى flash معنی
spicy
ادویه دار، ادویه زده، تند، معطر، جالب عامیانه
stinking
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
vulgarism
(vulgarity =) ـ اصطلاح عوامانه، عوامیت، پستى، وحشیگرى نور
frightful
وحشتناک صدا
discordant
ناسازگار، ناموزون، مغایر رنگ خودمانی icky