فرهنگ آریان‌پور

زننده

#۱۱۱٬۳۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tart

ترش مزه، تند، زننده، ترش، مزه غوره، زن هرزه، نان شیرینى مربایى کمی‌

۲

loud

با صداى بلند، بلند آوا، پر صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پرجلوه، رسا، مشهور

۳

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى flash معنی‌

۴

spicy

ادویه دار، ادویه زده، تند، معطر، جالب عامیانه‌

۵

stinking

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن

۶

vulgarism

(vulgarity =) ـ اصطلاح عوامانه، عوامیت، پستى، وحشیگرى نور

۷

frightful

وحشتناک صدا

۸

discordant

ناسازگار، ناموزون، مغایر رنگ‌ خودمانی‌ icky