فرهنگ آریان‌پور

اشکال‌ ایجاد کردن

#۱۱٬۱۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۲

embarrass

دست پاچه کردن، برآشفتن، خجالت دادن، شرمسار شدن