واژههای فارسی←زندگی کننده روی بدن جانورفرهنگ آریانپورزندگی کننده روی بدن جانور#۱۱۱٬۱۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱epizoicزندگى کننده روى بدن جانور، انگل جانورواژههای نزدیک در الفبازندگی کردن - نامرتب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندگی کردن - هم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندگی کردن با هم بدون ازدواجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندگی کردن در سوراخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندگی کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزندگی کننده در رودخانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر