فرهنگ آریان‌پور

اشکار کردن

#۱۱٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

reveal

آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن

۲

unfold

آشکار کردن، فاش کردن، آشکار شدن، رها کردن، باز کردن، تاه چیزى را گشودن

۳

air

هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن

۴

wreak

(past: wreaked, wrought ; past participle: wreaked, wrought) ـ (کینه یا خشم خود را) آشکار کردن، انتقام گرفتن

۵

unmask

نقاب برداشتن از، چیزى را آشکار کردن رسما و علنا

۶

quarry

لاشه شکار، شکار، صید، توده انباشته، شیشه الماسى چهارگوش، آشکار کردن، معدن سنگ

۷

unhood

سرپوش برداشتن از، آشکار کردن

۸

display

نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه

۹

uncover

برهنه کردن، آشکار کردن، کشف کردن

۱۰

announce

آگهى دادن، اعلان کردن، اخطار کردن، خبر دادن، انتشار دادن، آشکار کردن، مدرک دادن

۱۱

disclose

فاش کردن، باز کردن، آشکار کردن

۱۲

unbonnet

کلاه را از سر برداشتن، آشکار کردن

۱۳

bare

به طور عریان، با اشکال

۱۴

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۵

declare

اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن