فرهنگ آریان‌پور

اشکار شدن

#۱۱٬۰۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

peep

نگاه زیر چشمى، نگاه دزدکى، طلوع، ظهور، نیش آفتاب، روزنه، روشنایى کم، جیک جیک، جیرجیر کردن، جیک زدن، با چشم نیم باز نگاه کردن، از سوراخ نگاه کردن، طلوع کردن، جوانه زدن، آشکار شدن، کمى

۲

unfold

آشکار کردن، فاش کردن، آشکار شدن، رها کردن، باز کردن، تاه چیزى را گشودن

۳

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۴

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۵

clear

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن

۶

shine

(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش

۷

appear

ظاهرشدن، پدیدار شدن

۸

transpire

رویدادن، بیرون آمدن، نشر کردن، نفوذ کردن، بخار پس دادن، فاش شدن، رخنه کردن، فراتراویدن