فرهنگ آریان‌پور

زمخت و گردن‌ کلفت

#۱۱۰٬۱۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

burly

تنومند، ستبر، کلفت، (براى پارچه و لباس) زبر و خشن، گره دار

۲

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن