فرهنگ آریان‌پور

زمخت

#۱۱۰٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

crass

زمخت، درشت، کودن

۲

crude

خام، ناپخته، زمخت

۳

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۴

blowsy

سرخ روى، سرخ گونه، خشن، زمخت، زن چاق

۵

blowzy

سرخ روى، سرخ گونه، خشن، زمخت، زن چاق، شلخته

۶

clumsy

بدترکیب، زمخت، خام دست، ناآزموده

۷

coarse

زبر، خشن، زمخت، بى ادب، درشت

۸

churlish

خشن، زمخت

۹

heavyset

جامد، سخت، چهارشانه، کلفت و کوتاه، خپل، جسم سخت و جامد و متراکم، کلفت، زمخت

۱۰

impolite

بى تربیت، خشن، زمخت، خام، بى ادب، غیر متمدن

۱۱

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۱۲

craggy

ناهموار، پرتگاه مانند، پرتگاه دار صدا

۱۳

cracked

ترک دار، مودار، دیوانه، مخبط آدم‌ roughandready