فرهنگ آریان‌پور

زمان سنجی‌ کردن

#۱۱۰٬۰۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۲

clock

زمان سنج، تپش زمان سنجى، ساعت، ساعت (دیوارى)، سنجیدن با ساعت