فرهنگ آریان‌پور

زمام

#۱۰۹٬۹۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

helm

سکان، اهرم سکان، (مجازى) نظارت، اداره، زمام، (مجازى) اداره کردن، دسته

۲

rein

افسار، زمام، عنان، لجام، افسار کردن، کنترل، ممانعت، لجام زدن، راندن، مانع شدن

۳

reins

کلیه ها، محل کلیه در بدن، (مجازى) کمر

۴

bridle

افسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردن