فرهنگ آریان‌پور

زدوخورد

#۱۰۹٬۴۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tilt

کجى، کج کردن کج شدن، کج شدن، یک ور شدن، کج کردن، دراهتزاز بودن، در نوسان بودن، شیب داشتن، مسابقه نیزه سوارى، شمشیر بازى سواره درقرون وسطى، زدوخورد، منازعه، برخورد، سرعت، شتاب، پرتاب، شیب، سرازیرى، تمایل، یک ورى بودن

۲

scuffle

نزاع، غوغا، کشمکش، جنجال، مشاجره، کشمکش کردن، دست به یقه شدن با