فرهنگ آریانپور
زدش
#۱۰۸٬۹۹۰
blow
(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن
lacuna
حفره، گودى، محفظه، فاصله، جاى خالى، نقطه ابهام
deletion
حذف، محو
omission
از قلم افتادگى، حذف، فروگذارى، غفلت
#۱۰۸٬۹۹۰
(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن
حفره، گودى، محفظه، فاصله، جاى خالى، نقطه ابهام
حذف، محو
از قلم افتادگى، حذف، فروگذارى، غفلت