فرهنگ آریانپور
زدن - نقب -
#۱۰۹٬۲۶۷
bore
سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده
burrow
سوراخ زیرزمینى، نقب، پناهگاه، زیرزمین لانه کردن، (مجازى) پنهان شدن، نقب زدن
tunnel
تونل، نقب، سوراخ کوه، نقب زدن، تونل ساختن، نقب راه
undermine
تحلیل بردن، از زیر خراب کردن، نقب زدن