فرهنگ آریان‌پور

زدن - لاف -

#۱۰۹٬۲۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

blaw

دمیدن، فوت کردن، لاف زدن، بالیدن

۲

brag

لاف زدن، بالیدن، فخر کردن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، لاف، مباهات، رجز خواندن

۳

flub

اشتباه احمقانه، لاف زدن، توپ خالى زدن

۴

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۵

yelp

واغ واغ کردن، لاف زدن، بالیدن، جیغ زدن، واغ واغ

۶

vaunt

خودستایى کردن، لاف زدن، خودنمایى

۷

gammon

بازى تخته نرد، ران نمک زده و دود زده خوک، یاوه، مارس کردن (در تخته نرد)، نمک زدن و دودى کردن، لاف زدن

۸

hector

(با حرف بزرگ) اسم خاص مذکر، آدم گردن فراز، خودنما، لاف زدن، قلدرى کردن، (افسانه یونان و با حرف بزرگ) یکى از فرزندان پریام (priam)

۹

rodomontade

(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن