فرهنگ آریانپور
زدن - لاس -
#۱۰۹٬۲۲۸
mash
خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى
flirt
لاس، حرکت تند و سبک، لاس زدن، این سو و آن سو جهیدن
pickeer
زد و خورد کردن، لاس زدن، جاسوسى کردن
gallivant
ولگردى کردن، عشق بازى کردن، لاس زدن، سفر کردن
philander
زن باز، زن بازى کردن، دنبال زن افتادن، لاس زدن، زن دوست بودن