فرهنگ آریان‌پور

زدن - لاس -

#۱۰۹٬۲۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۲

flirt

لاس، حرکت تند و سبک، لاس زدن، این سو و آن سو جهیدن

۳

pickeer

زد و خورد کردن، لاس زدن، جاسوسى کردن

۴

gallivant

ولگردى کردن، عشق بازى کردن، لاس زدن، سفر کردن

۵

philander

زن باز، زن بازى کردن، دنبال زن افتادن، لاس زدن، زن دوست بودن