فرهنگ آریان‌پور

زدن - قلم -

#۱۰۹٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

etch

سیاه قلم کردن، قلم زدن (به وسیله تیزاب)

۲

enchase

نشاندن، سوار کردن، کار گذاشتن، در نگین گذاشتن، قلم زدن، مرصع کردن

۳

engrave

قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن

۴

insculp

قلم زدن، کندن، حکاکى کردن، گراور کردن، مجسمه سازى کردن، نشاندن، جایگیر کردن

۵

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس

۶

cancellation

فسخ، لغو، ابطال، الغاء، حذف، قلم زدن