فرهنگ آریان‌پور

زدن - طفره -

#۱۰۹٬۲۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

funk

هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن

۲

dally

وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن

۳

dodge

جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى

۴

elude

اجتناب کردن از، طفره زدن، دورى کردن از

۵

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۶

shirk

شانه خالى کردن از، از زیر کارى در رفتن، روى گرداندن از، طفره زدن، اجتناب، طفره رو

۷

stall

جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن

۸

swerve

منحرف شدن، عدول کردن، طفره زدن، کج شدن، منحرف کردن

۹

wriggle

لولیدن، طفره زدن، جنبانیدن، کرم وار تکان دادن، لول خوردن، حرکت کرم وار کردن