فرهنگ آریانپور
زدن - طعنه -
#۱۰۹٬۲۰۲
jeer
طعنه، طنز، مسخره، ریشخند، استهزاء، طعنه زدن، سخن مسخره آمیز گفتن، هو کردن
jest
لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن
quip
کنایه، گوشه، مزه ریختن، طعنه، بذله، طنز، لطیفه، طعنه زدن، ایهام گفتن
taunt
دست انداختن و متلک گفتن، سرزنش کردن، شماتت کردن، طعنه زدن، طعنه
needle
سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه