فرهنگ آریان‌پور

زدن - طعنه -

#۱۰۹٬۲۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

jeer

طعنه، طنز، مسخره، ریشخند، استهزاء، طعنه زدن، سخن مسخره آمیز گفتن، هو کردن

۲

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۳

quip

کنایه، گوشه، مزه ریختن، طعنه، بذله، طنز، لطیفه، طعنه زدن، ایهام گفتن

۴

taunt

دست انداختن و متلک گفتن، سرزنش کردن، شماتت کردن، طعنه زدن، طعنه

۵

needle

سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه