فرهنگ آریان‌پور

زدن - ضربه -

#۱۰۹٬۱۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

butt

شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف

۲

knap

ضربه محکم و ناگهانى، ضربه زدن، شکستن نوک، قله، بالاى تپه، پشته

۳

quash

نقض کردن، باطل کردن، الغا کردن، با ضربه زدن، له کردن، فرو نشاندن

۴

dabber

نم زدن، ضربه زدن، رنگ زدن، آلت نم زدن

۵

strike

(past: struck ; past participle: struck) ـ زدن، ضربت زدن، خوردن به، بخاطر خطور کردن، سکه ضرب کردن، اعتصاب کردن، اصابت، اعتصاب، ضربه، برخورد، ضربه زدن

۶

lay on

ضربه زدن، حمله کردن، یورش کردن، گستردن