فرهنگ آریان‌پور

زدن - شخم -

#۱۰۹٬۱۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

plow

خیش، گاو آهن، شخم، ماشین برف پاک کن، شخم کردن، شیار کردن، شخم زدن، با سختى جلو رفتن، برف روفتن (plough) ـ

۲

furrow

زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن

۳

plough

خیش، گاو آهن، شخم، ماشین برف پاک کن، شخم کردن، شیار کردن، شخم زدن، با سختى جلو رفتن، برف روفتن (plow)

۴

husband

شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن